مادهٴ گُدازاري1 تركيب شده تا به ذوب آن كمك كند؛ ماهيت اين مادهٴ گدازار به اقسام لعابهايي بستگي دارد كه در اقسام ظرفهاي لعابي بهكار برده ميشود)).2 مصريان قديم هزاران سال، از يك گدازار قليايي استفاده ميكردند و ميدانستند آن را چگونه با اكسيد فلزات رنگآميزي كنند و چگونه شدت رنگ را با روشهاي مختلفِ پخت تنظيم كنند.
لعابهاي قليايي در خارج از مصر و خاور نزديك كمتر بهكار ميرفت، ولي تا دورهٴ اسلامي، كاملاً رشد نكرده بود. لعابهاي قلعي هم كه در ساختن ظرفهاي لعابي اهميت زيادي داشت، سابقهاي طولاني دارد. ولي ظاهراً ميان ظرفهاي لعابي قديم و قرون وسطاي اسلامي، شكافي ديده ميشود؛ مثل اينكه اين هنر از ميان رفته و پس از مدت زيادي، از نو كشف شده است.
درمورد ظرفهاي اسلامي سند مكتوب بسيار باارزشي داريم و آن رسالهاي است بهزبان فارسي كه عبدالله بن علي كاشاني (چهاردهم ـ 1)، در سال 1300 در تبريز تأليف كرده است.
بهنظر ميرسد مسلمانان شرقي روش ((لعابكاري زرينفام)) را بهوجود آوردند،
يعني به كاربردن رنگدانههاي فلزي رنگارنگ را بر روي سفال. ممكن است مكروه شمردن استفاده از فلزات قيمتي از سوي مسلمانان پرهيزگار موجب تسريع در اين اختراع شده باشد و مسلماً در انتشار اوليه و وسيع آن دخالت داشته است. در سدهٴ دوازدهم، ظروف لعابي زرينفام در سراسر قلمرو اسلام رواج داشت و برخي نمونههايش به اروپاي مسيحي راه يافته بود. مسلمانان اندلسي اين صنعت را بهصورت شايان تحسيني توسعه دادند و نمونههاي آن از آنجا بهآساني به اسپانياي مسيحي و ساير نقاط اروپا برده ميشد. بهگفتهٴ ادريسي (دوازدهم ـ 2)، ظروف زرينفام در كالاتايور (ايالت سرقسطه) ساخته ميشد، كه در آن هنگام شهري مسيحي بود و آلفونسوي اول آراگوني آن را در سال 1120 فتح كرده بود. ولي در سدهٴ چهاردهم، مركز اصلي آن هنوز در اسپانياي مسلمان و بيشتر در مالقه بود (كه فرديناند و ايزابل آن را در سال 1487 گشودند).
نمونههاي زيبايي از ظرفهاي سدهٴ چهاردهم مالقه، در الحمراي غرناطه، ارميتاژ لنينگراد، پالرمو، استكهلم و غيره وجود دارد. اين نيز از مالقه و احتمالاً از راه جزاير بالئار به ايتاليا راه يافت. از اين رو به مايوليكا موسوم شد.
مسلمانان اندلس نهتنها استفاده از ظرفهاي لعابي شرقي را توسعه دادند، بلكه موجب ترويج كاشي شرقي هم شدند. كاشي بخشي اساسي از معماري (دروني و بيروني) بناهاي اسلامي بود كه بعداً به اندلس و سرانجام به معماري مسيحي اسپانيا و پرتغال راه يافت. چندان
2. Hannover 1, p. 49, 1925